عيد غدير » عيد ولايت
بي حب علي بهشت رضوان مطلب
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

 

برخی می گویند: چرا پیامبر(صلّی الله علیه و آله) موضوع ولایت حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) را در مکه، که تمام مسلمانان جمع بودند ابلاغ نفرمود و تا غدیر خم صبر نمود در حالی که برخی از حاجیان متفرق شده بودند؟

پاسخ:

در بحث احادیث دوازده خلیفه، آن گونه که از احادیث معتبر اهل سنت استفاده می شود آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) قصد داشتند در سرزمین عرفات و بنا بر نقلی در سرزمین منا، در آن اجتماع عظیم به موضوع خلافت و ولایت ائمه خصوصا امیرالمومنین(علیه السلام) اشاره کنند. خطبه ای که مصادر حدیثی فریقین به آن اشاره نموده اند:

روایت جابر ابن سمره:

جابر ابن سمره گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای ما در عرفات(و بنا بر نقلی در منا) خطبه ای خواند و فرمود:(( لن یزال هذا الامر عزیزا ظاهرا حتی یملک اثنی عشر کلّهم)) - همیشه این امر(خلافت) نفوذ ناپذیر و غالب است تا این که دوازده نفر حاکم شوند - جابر گوید:((ثم لغظ القوم و تکلّمو فلم افهم قوله بعد کلهم. فقلت لابی: یا ابتاه! ما بعد کلهم؟ قال: کلهم من قریش)) – مردم در این هنگام سر و صدا کرده و هیاهو نمودند، لذا نفهمیدم حضرت بعد از کلمه کلّهم(همه آنها) چه فرمود. پس از پدرم پرسیدم: چه فرمود؟ (پدرم) گفت: همه آنان از قریشند. (مسند احمد ج5 ص 99(

از این روایت و روایات دیگر استفاده می شود که چون عده ای از مخالفان نمی خواستند بنی هاشم و در راس آنان  امیرالمومنین علی(علیه السلام) خلافت را به عهده بگیرد، وقتی سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) به اینجا رسید و فهمیدند حضرت قصد دارد اوصیای بعد از خودش را معرفی کند، در صدد آمدند با سر و صدا و داد و فریاد و نشستن و برخاستن و در کل به هر طریق ممکن جلسه را به هم بزنند، و در این امر نیز به نظر خودشان موفق شدند. بعد از آن موقع، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به دنبال فرصت مناسبی بود تا این مسئله را به طور آشکارا به مردم ابلاغ کند.

از طرفی هم ترس آن داشت که با اصرار و تاکید بر این مساله، اختلاف ایجاد شود و دشمنان خارجی سوء استفاده کنند تا این که آیه تبلیغ نازل شد که اگر این امر مهم را ابلاغ نکنی اصل رسالتت را ابلاغ نکرده ای و خدا تو را از شر مردم حفظ می کند.

بنابراین پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مردم را در بیابان سوزان غدیر خم نگه داشت و برای اینکه مخالفین بار دیگر کلام نورانی ایشان را قطع نکنند دستور داد تا هودج هایی را بیاورند. پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) حضرت علی(علیه السلام) را با خود با بالای هودج ها برد و دستش را بلند کرد تا اگر نگذاشتند سخن پیامبر(صلی الله علیه و اله) به مردم برسد، عمل ایشان و بلند کردن دست امیرالمومنین(علیه السلام) گویای مطلب باشد.

 

منبع: سايت سنت

موضوع: پاسخگويي به شبهات درمورد غديرخم

 




[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 7:46 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

دهلوی همچنین می گوید: قرینه ای در ذیل حدیث وجود دارد که دلالت دارد مراد پیامبر(صلی الله علیه و آله) از کلمه مولی ((محبت)) است که آن این دعا است:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه: بارالها! دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد.

پاسخ:

ردّیه اول: جمله من کنت مولاه به دلیل صدر حدیث، حمل بر معنای سرپرستی شد. بنابراین معنای دعا اینگونه می شود: بار خدایا!هرکس که ولایت او را پذیرفت دوست بدار و هر کس که از ولایت او سرباز کرد اورا دشمن دار!

ردّیه دوم: این معنا هرگز با اهتمام شدید پیامبر(صلی الله علیه و آله) در ذکر حدیث سازگاری ندارد. زیرا چگونه قابل توجیه است که بگوییم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) مردم را در آن صحرای سوزان برای اعلان مطلبی جزئی و آن اینکه امیرالمومنین علی(علیه السلام) دوستدار آن هاست نگاه دارد؟

ردّیه سوم: در برخی روایات جمله وال من والاه همراه با جمله احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه(دوست بدار هر که اورا دوست دارد...)  آمده که نشانگر این است که اللهم وال من والاه معنای محبت نمی دهد. زیرا در غیر این صورت تکرار لازم می آید. مانند روایت ابن کثیر(البدایه و النهایه ج 7 ص 347): من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه.....

متقی هندی نیز این روایت را با احبّ من احبّه نقل کرده و از هیثمی نقل می کند که گفته: رجال سند این حدیث همگی از افراد ثقه هستند.(کنز العمّال ج 13 ص 158(

ردّیه چهارم: برخی از بزرگان اهل سنت مانند محبّ الدین طبری شافعی این توجیه را بعید شمرده اند.(الرّیاض النّضره ج13 ص158(

ردّیه پنجم: جمله اللهم وال من والاه دعایی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) بعد از فارغ شدن از خطبه فرموده است و لذا نمی تواند قرینه بر حمل کلمه مولی به معنای محبت باشد. بلکه بهترین قرینه جمله قبل از آن یعنی الست اولی بکم من انفسکم می باشد تا لفظ مولی حمل بر امامت و سرپرستی شود.

ردّیه ششم: در برخی روایات کلمه بعدی آمده است. مانند روایت ابن کثیر که از براء ابن عازب نقل کرده: من کنت مولاه فانّ علیا بعدی مولاه... . اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله) از کلمه مولی اراده محبت کرده بود وجهی برای ذکر کلمه بعدی وجود نداشت. زیرا معنا ندارد پیامبر(صلی الله علیه و آله) بگوید: علی(علیه السلام) بعد از من محبّ و دوستدار شماست نه قبل از من.

 

منبع: سايت سنت

موضوع: پاسخگويي به شبهات درمورد غديرخم

 




[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 7:08 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

بحث از غدیر عقیم است!!

برخی می گویند:بحث از غدیر در این زمان که نه حضرت علی(علیه السلام) موجود است و نه ابوبکر، نه تنها بی فایده و عقیم است، بلکه منجر به اختلاف بیشتر و برافروخته شدن کینه ها خواهد شد. لذا جا دارد که بحث از این حدیث را کنار گذاشته و به فکر تقریب مذاهب و وحدت آنها باشیم!

 پاسخ:

زنده نگه داشتن مکتب غدیر، وظیفه همه مسلمانان است. چون غدیر تنها یک واقعه تاریخی نیست که مربوط به برهه ای خاص از زمان باشد. بلکه غدیر جریانی است که در همه ادوار زندگی بشر جاری است و راه سعادت، راه هدایت و راه زندگی همه انسانها را به زیبا ترین شکل ممکن ترسیم می کند. به همین علت است که رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و اله) از همه مسلمانان حاضر در عرصه غدیر می خواهد که این پیام سرنوشت ساز را به غایبان و پدران به فرزندان خود تا روز رستاخیز برسانند: فلیبلّغ الحاضر الغایب و الوالد الولد الی یوم القیامه.

افرادی که این گونه نظرات را می دهند، احتمالا از تاثیرات بالای این احادیث بر روی ذهن هم کیشان غیر متعصّب و حق بین خویش هراس دارند. و الّا خود به خوبی می دانند که صحبت در اطراف این احادیث،(خصوصا حدیث غدیر و بحث و مناظره درباره آن،) باعث تقریب مذاهب و وحدت بیشتر می شود نه ترک تحقیق و تدبیر در آنها. چه اینکه ما شاهد بوده ایم که در مناظره ها،  مباحثه ها و مکاتبه ها بسیاری از توهّمات درباره عقاید دو گروه برطرف می شود. مانند بحثی که اخیرا در یکی از شهر های ایران برگزار شد که در آن گفتمان، اهل سنت فهمیدند که شیعه معتقد به تحریف قرآن نیست. این یکی از نتیجه های این گفتگو بود. اما واقعا می خواهیم بدانیم: آیا ما همینطور از دور به دشمنی خود ادامه دهیم و غرب هم برای تسلط بیشتر بر سرزمین های اسلامی بین گروه های اسلامی تفرقه بیشتری بیندازد بهتر است یا با بحث و گفتگو و تبادل نظر به هم نزدیک شویم و برای مقابله با یهود اسرائیلی، دشمن درجه یک اسلام بسیج شویم؟ الان ایران، تنها کشور بزرگ و مقتدر اسلامی است که از فلسطین مسلمان، که زیر موشک های اسرائیلی بمباران می شود، دفاع می کند. کشور هایی مانند عربستان سعودی ،همچنان مشغول عیش و نوش خود هستند. انگار نه انگار که فلسطین هم کیش و حتی هم مذهب آنهاست. اما آنان مانند کبکی که سر در برف فرو برده است و شکارچی را نمی بیند، چشم بر جنایات کشور های غربی بسته اند. غافل از اینکه غرب و اسرائیل، چشم طمع به تمامی کشور های اسلامی دارند و به زودی به سراغ آنها هم می آیند. آنوقت، کسانی که این رفتار ها و بی تفاوتی ها از اعتقادشان نشأت می گیرد، حرف از وحدت و همبستگی می زنند!

گروهی از وهابیت سر شیعه را میبرد، عملیات تروریستی انجام می دهد، شیعیان پاراچنار پاکستان را قتل عام  می کند و هر جا دستش می رسد در ایران و مناطق دیگر مرتکب جنایت می شود، آنوقت به ما بگویند: بیا و دیگر از غدیر صحبت نکن، زیرا اتحاد مسلمین را خدشه دار می کند؟!!!

آیا آن رسول گرامی(صلی الله علیه و اله) این حدیث را برای بالای صد هزار نفر در آن روز گرم فرمودند که در گوشه ای خاک بخورد؟ مگر پیامبر خدا(صلی الله علیه و اله) نفرمودند: مطالب غدیر را تا قیامت به یکدیگر برسانید؟ پس چرا اهل سنت نه تنها طبق امر حضرت، واقعه غدیر را نشر نمی دهند، بلکه از انتشار آن هم جلوگیری می کنند و یکدیگر را به منع از نقل این حدیث شریف امر می کنند و دیگر اینکه الان، امیرالمومنین(علیه السلام) و ابوبکر موجود نیستند و باید طبق امر حضرت، این حدیث در این زمان هم به گوش مردم برسد. اگر اینطور است که مستشکل می گوید، ایشان معاذ الله اولین تفرقه انداز بین اهل اسلام با خطابه غدیر و امر به نشر این حدیث بودند. آیا می شود گفت ایشان نمی دانستند این مطالب در اسلام تفرقه می اندازد؟ آنوقت عده ای مدّعی، آن را فهمیدند؟ حاشا و کلا!

مهمتر از همه، آیا برای ما نباید اهمیت داشته باشد که بدانیم، خدا و پیامبرش(صلی الله علیه و اله) به عقایدمان معتقد هستند  یا صرفا عقایدی شیطانی است؟ این عقاید، ما را بهشتی می کند یا جهنمی؟ آیا نباید تحقیق کنیم و بدانیم و بفهمیم که ما جزو فرقه ناجیه از 73 فرقه اسلام هستیم یا خیر؟ یا همه ما مانند بعضی از جاهلان وهابیت باید به جان هم بیفتیم؟ اینها سوالاتی است که هیچ وقت پاسخ مستدلّ و معقولی درباره آن نشنیده ایم... .

البته گروهی  از وهابیت هم هستند که با این عملیات های انتحاری و کشت و کشتار ها مخالفند و نباید به قول معروف همه را با هم یک کاسه کرد. امیدوارم وهابیت مانند این گروه که از خودشانند، از افکار جامد و خشک خویش دست بردارند و به فکر اتحاد جامعه اسلامی و بحث و تبادل نظر بیفتند ان شاء الله.

 

منبع: سايت سنت

موضوع: پاسخگويي به شبهات درمورد غديرخم

 




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 10:04 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

محمود زعبی در کتاب البینات می گوید: اگر دلالت حدیث غدیر بر ولایت و اولی به تصرف و سرپرستی را قبول کنیم لازم می آید که در یک زمان و عصر دو متصرف مطلق و سر پرست بر مسلمانان وجود داشته باشد. و این دارای محذورات بسیاری است.

پاسخ:

ردّیه اول: با قراینی که خطبه غدیر به ما می دهد پی می بریم که حدیث غدیر دلالت بر ولایت امیر مؤمنان(علیه السلام) بعد از رحلت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) دارد نه هنگام حیات ایشان و این مطلب را در پاسخ به شبهه سوم در ضمن اثبات بلافصل بودن جانشینی ایشان می توان ثابت کرد.

ردّیه دوم: بر فرض اینکه حدیث غدیر ولایت را در زمان حیات رسول خدا(صلی الله علیه و اله) برای حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) هم اثبات کند، هیچ مشکلی به وجود نمی آید زیرا:

الف: اشکال و محذوری در اجتماع دو ولایت نیست، و اگر محذوری باشد در اجتماع دو تصرف است، و ثبوت ولایت، مستلزم فعلیت تصرف نیست.

ب: محذور اجتماع دو متصرف در صورتی است که هر یک از تصرفات با یکدیگر مخالف باشد، در حالی که این دو بزرگوار هیچ گونه اختلافی با هم نداشتند.

 

منبع: سايت سنت

موضوع: پاسخگويي به شبهات درمورد غديرخم

 




[ سه شنبه 24 آبان 1390  ] [ 7:20 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

دهلوی می گوید:چه ضرورتی دارد ما لفظ ((مولی)) در حدیث را حمل بر اولی به تصرف و سرپرستی بگیریم ،در حالی که در قرآن در غیر این معنا آمده است؟ خداوند در سوره آل عمران آیه 68 می فرماید:((انّ اولی الناس بابراهیم للّذین اتّبعوه و هذا النبی و الّذین ءامنو)) و پر واضح است که اتباع حضرت ابراهیم(علیه السلام) اولی به تصرف نسبت به او نبوده اند.

پاسخ:

ردّیه اول: اگر در این آیه در این معنا آمده در برخی آیات دیگر به معنای سرپرستی  و اولی به تصرف آمده مانند:((مأواکم النّار هی مولاکم)) حدید-15 :جایگاهتان آتش است که سرپرست شماست!

ردّیه دوم: حمل کلمه مولی در حدیث غدیر به اولی به تصرف به جهت قراینی است که در حدیث وجود دارد .از جمله: جمله قبل از من کنت مولاه یعنی الست اولی بکم من انفسکم؟ آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟

ردّیه سوم: در این آیه قرینه ای وجود دارد که مانع از حمل آیه بر اولویت است و آن این است که هیچ کس بر پیامبر خدا ابراهیم(علی نبینا و آله و علیه السلام) مقدم نمی شود. به خلاف حدیث غدیر که در این حدیث مانعی مانند: نعوذ باالله، اولویت امیرالمومنین(علیه السلام) بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وجود ندارد. بلکه می فهماند که خلافت از آن کیست.

 

منبع: سايت سنت

موضوع: پاسخگويي به شبهات درمورد غديرخم

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 7:34 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 1
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است. (قسمتي از خطبه ي غدير)

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 44859 نفر
كل مطالب : 33 عدد
تعداد کل نظرات: 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 16 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 11 مرداد 1395 
امکانات وب